سرشار میشوم از ترانهـ...
اما این باران بغض دارد!
آوازک هایم را درون گلوگاه خفه میکنم !
- مثه ماهیان میسرایم و حباب میشوند اندر هوا!
و از وجود فورانم جز هیچ؛ چیز دیگری بر زمان نمی ماند ... نه بر زبان و .... نه بر مکان !
- گاه خسته می شوم از تقلای سکوت
- کاه سرشار میشوم از هیاهوی هیچ!
- بادبادک ها هوای طوفانی به سر دارند و شعله ها بغضی ز آسمان !
مانده ام میان این همه ترانه و سکوت خیس میغ !
به سینه ام هوای تو ...
به اسمان حریم تو ...
مرا فقط بهانه ایست ؛ نگاه بی گناه تو!

برچسبها: دل نوشته
چقدر زندگی زیباست...
وقتی تا به صبحگاهان به عیاشی میگذرانی و...
تا به شامگاهان به خواب!
واین زندگی ملس ماست!
- وقتی یک نوار قلب را میبینم
خنده ام میگیرد!
به شباهت زندگی من با کاغذک های عجیب و طویل بی صراط!
- به تازگی فهمیده ام زندگی ام بسته به اسمان و زمین است ....
و معلق بودن یعنی " مرگ" !
همه ناخواسته صراطم میخواهند ...نه صبوتم را !
مرا میکشند به قهرترین ظلمات خواری!...
هـــــــــــــــه....به خیال خودشان این زندگیnormal هست؟!
- این سری که بال هایم را شکستند ....
بدرود گفتم هرچه آسمان و پریدن را...
بی تقلا بودم
همچو کرم های ذلیل خاکی...
می خزیدم بر زخم های خویشتن
و از چرکین های پلکهایم تغذیه میکردم!
روزها شب بود و شبها شب !
و لحظه های من خلاصه میشد در عقربه های سکون!
به ناگه ، یادم آمد ...
زیر این ویرانه های دل....شعله ایی مرا میخواند!
- یادم آمد مست آسمان بودم و بوسیدن گونه های پر حرارت خورشید !
سالیان تبعیدم را در نمورترین دخمه های زندگی گذراندم...
و انقدر غرق فاضلاب ها بودم که یادم رفت ...
خورشید من درون جعبه کبریتیست؛ خفته در جیبهای بی پناهم !
دگر هیجان وجودم را گرفته بود
برهنه دویدم سمت تنهایی...( پاهایم را میگویم!)
- دگر درد و زخم ها لبخند لبهایم را تکرار میکردند ....
ولی بار هم اضطراب و وحشت !
میترسیدم که حسودان پلید افگار؛ مکری کنند و نیرنگی...
- خورشیدم را درون جیب هایم محکم فشردم ...
( چقدر هیجان هایم کودکانست )
- دگر نیازی نبود به بال و پریدن !
و من در خط ممتد مرگ با خوشحالی میدوم و هیچ وحشتی پاهایم را نمی لرزاند !
فقط از دستهای ناپاک و سنگین حسودان میترسم
و این زندگی ملس منست....همین .
برچسبها: دلـــــــ نوشتهـــ ــ ـ ـ
بدون شما و دفترچه خاطرات مجازیم زمان چه دیر میگذشت...

برچسبها: ♥شادباشــ ـهــا
مشتـ زمین باز!
آغوشـ آسمان باز!
دگر هیچ راهی نیستـ برای تولد و آغاز!
- تکلمـ ها خشکید...
ترانه ها سوگـ شد!
همهمه ی شادیـ ها، خاکـ و خیسـ گور شد!
آینه هایـ شکسته،بر انعکاس های خیانتـ تازیدند...
سرد و بی روحـ ؛بر پیکره های چامه خونـ خزیدند!
-شاخه های بید ...گو خشکـ و خموشـ ...
برگریزانشـ پرچینـ ندارد!
وشعله های درد درون آوند هایش...
جریانـ دارد( جریانـ دارد!)!!!!!
-لبخندها ردایـ غمـ تنیده اند
و پنجره ها غباری سرد!
-افکارها پریشانـ و حمایل ها سرگردان!
میانـ اینـ رفتن و ماندن ها...
میانـ اینـ تنیده های کور و گسیخته...
چه تفکریستـ ..؟!
چه تأملیستـ..؟!
جز حیرانی...
جز اشکـ و عرقـ و تاوانی!
نفرینتـ باد!
لعنتتـ باد به صحتـ نقطه های"ت" و "ن"و جابجایی "ع"و "ل"...!
ای دوشیزه ی خیانتـ ها!
سلامـ دوسای همیشگی...
خیلیـ دلمـ گرفتهـ ؛ ای کاشـ میشد بدستـ تقدیر تاریخ های سیاه را از تقویمـ های ذهنـ؟ برید!
"تمامـ مطالبـ موجود و قطعه های ادبی درجـ شده برگرفته از افکار افگار مانند خودمه!"
"در مورد نوشته هامـ حتما نظر بدینـ"
الله یارتانـ


برچسبها: دلـــــــ نوشتهـــ ــ ـ ـ
دستهایم رو به آسمان ...
خیســــ... اما تشنه تر لبان ترک خورده ی خشت خشت کاریزهای جنون!
چه بنویسم؟!
چه بگویم؟!
تصمیم گرفته ام دیگر از هیچ بگویم و بر هیچ بنگارم!
دیگر به خیانت سنگ صبورها هیچ شکی نیست!
آنها نیز میشکنند...
باور ندارید؟!
آهـ من به چشم خویش دیده اییم و بگوش خویشتن شنیده ام ...
صدای شکستن خارای صبور همچو بمباره های هیروشیما پر تلفات است!
باور کن....
باور!

تقدیم به خارای شکسته اییـ که دیگه نمیخام ریخت نحسشو ببینمـ...
خیلی ازت متنفرمـــ
به خدا نمیسپارمتـــ به دنیای کثیفت میسپارمتــ
کینه اییـ نیسمـ اما خودتـ باعثـ شدیـ این باشمـ خواهر
اهـ این روزآ خیلی د پ ر س هسمـ...
دلمـ هوای یهت سیستم توپ و یهـ موب خفنـ کردهـ« ای خدا یه پولـ توپولـ برسونــ»
1390/3/8
خیانتـ کردیـ ...سکوت کردم
همه ی اطافیانمو ازم گرفتی....در تنهایی سوختم
تهمتـ زدی...نابود شدم
ولی من ازت انتقام نگرفتم...
چرا دسـ از سرم ور نمیدارید...
امروز باز تهمتـــ
آهییییــ خدا...تمومی نداره
هرکی جا من بود تا الان دق کرده بود...
اعصاب زده گردن و شونمـ
ای کاش سکته بزن این دل صاب مرده تا همتون راحت شینـ
برچسبها: دلـــــــ نوشتهـــ ــ ـ ـ
سلام عزیزانم....طبق معمول همیشه دیر رسیدمـ....
1-سال نو محمودیتونـــ...آریایی باد!![]()
2-تولد داداش مهربونم و تمام بهاریآ مبارک باشهـ الهی همتون فسیل زنده بشین!![]()
![]()
3-تولد وبم مبارکآ ایشالله هیچوقت ترورش نکنن...هه ههـــ...![]()
![]()
4-تولدم خودمم مبارک....ایشالله هزار ساله بشم![]()
![]()

ههــ یادم نبود وبم یهـ سالهـ شدهـ....چه جالب فک میکردم چهار-پنچ سالیـ گذشته....![]()
اههـــــــ زمان متوقف شدهـ...نمیدونمـ حتما یه حکمتیهـ مثه همیشهـ ....
این روزآ خیلی سرم شلوغهـ ....از صدقه سر احمدی نژاد و جباری تورم نجومی شدهـ و من مثهـ بقیه مردم بدبختـ مجبورم بسوزمو و بسازم!!![]()
به دلیل پاره ایی از مشکلاتـــــ مجبورم سیستممو بفروشم....ههـ فکرشم نمیکردمـ یه روز مجبورشم دارو ندارمو حراج کنمــ ...دستت درد نکنه احمدی ....![]()
شاید خیلی دیرتر از دیر بیام نتــــ و شایدم زودتر از دیر!!!!
مهم نیستــــ...! مهم دوستایی هستن که من تو همین دنیای مجازی پیداشون کردم و به داشتنشون میبالمــــ...برای همتون تو سال جدید سلامتیــــ و موفقیت آرزو میکنم و امیدوارم عاقبت همتون به خیر باشهـ و خوشــــی....(آمینــــ)

در دامن اسارت میزاید،
درزنجیررشدمیکند،
ازستم تغذیه میکند،
باغضب بیدارمیشود...
هــــــــــــــــــــــای !
این سرنوشت آزادی است!
«شهیدعرصه اندیشه های اهورایی...دکترعلی شریعتی »
به نظر آپ توپـــــ گذاشتم...اعتماد بنفسو حال کن!![]()
واسم دعا کنید....زندگیم شده ریسکـــــــ....
روزگارتوووون همایونی و بهارتون پرشکوفهــــــ![]()
![]()
ببخشید حس و حال پست جدیدو نداشتم...
اینم سری عکسهای جالب از کفشهای جدید...
مده هاااا!
البته تو کوخرد مده!![]()

ادامه مطلبو بزنید باحالترهــ !![]()
طبق معمول نظر یادتون نره ها!
بد نیس بگین از کدومشون بیشتر خوشتون میاد تا بگم بابایی واستون بگیرن!![]()
فردا تولد آبجیمه هرچند نت نمیاد اما "تولدت مبارک"
11/2/1391
برچسبها: ♥شادباشــ ـهــا
◈ادامه مطلب◈
سلام ...سلام...سلام...
امروز با دلی پر و گرفته و سرگردون باز اومدم از این زندگی لعنتی مرثیه های تلخی نوشتم که در لحظه لحظه هاش نوش جونم شد و از درد و سکراتش روزها بر خود پیچیده بر افیونش درود دادم...
خیلی وقته داغونم.... خیلــیــــ...همه دستهام شکستـــ
خیلی آســـون... همه بغضامـــ ...
همه ترانه هامـــ به زیر چکمه های سنگدل روزگار له شد!
احساس مرگ و مردن ...آسمونمو چنگـــ میزد و به اجبار بارونیم میکرد....
گاهــ غنچه ایی لب میگشود و آروم و لبان امیدم طرح ترهم میزد و از حی یاقیوم میرقصیدمو مینگاشتم...
در انتهای نوشتن ها مآمن نقطه ایی بود برای آغازی دگر...
اما حیفـــ ... هیچگاهــ ضجه ها و نوشته هایم به نقطه ی آغازینی ختم نشد...!
آههــ ... چقد بافتم و بافتم ...از این رویاهای شیرین و ملس روزگار!
آههـــ... که رویاهایم تار عنکبوتی بیش نبود و بر باطل میتنیدم....!!!
خسته ام...
رمقی نیست برای نگاشتن...
خسته ام...
آرزوهایم...آرزو ماندند و کابوس هایم تکرار و پر درد...
برچسبها: دلـــــــ نوشتهـــ ــ ـ ـ

سلام بروی ماه همتووون...
بی مقدمه میگم : چند روز پیش یه بنده خدایی اومد پیشم و گفت : فلانی ،شنیدم دست به قلم داری و میخوای کتاب چاپ کنی!!!؟؟
با خودم گفتم .... ای دل غافل چقد خبرا زود درز میدن.... آخه کدووم دیوار موش داشت که به قول معروف هنوز کلنگه رو نزده مشتری اوومد واسه اجار سوویت!!!؟؟
به هر حال بعدا متوجه شدم آقا همینجوری تیکه پروونده و چیزی بارش نیست!
و حرفش مقدمه ایی بود تا بگه :آقا واسم چند خط عربده بنویس!!!...
البته موضوع
از خودش :نامه ایی خطاب به بارک اوباما ...من قبول کردم اما فقط واسه من اوباما ملاک و مخاطب نیست....
این نامه رو مینویسم :
خطاب به تمام رهبران دنیا....!
«به نام حکم و محکوم به نام حی و قیوم»
به کس مپسند رنجی که برای خویش مپسندی....بدوش کس منه باری، که بر دوش خود نتوانی!
اول هر چیز سلام....
اول هر سخن ادب!
تلنگری شد و مجالی... تا سخن بیاویزیم بر لوحه های افکار و تامل!
تصمیم و درایت آغازین چنین بود که دعوتی باشد و رسالتی!
ایدون که زمان افسار گسیخته است، درنگ نمودیم و چنین نیکتر دانستیم که آدمیان و خاکیان، فرشیان و عرشیان... از بدو بلوغ روحانی...چنان غریزه های حیوانی، به دنبال سرپناهی بودند و پرستشی و هر آوازی از مدح و پرستش و ستایش ایزد تعالی بود!
میدانیم که میدانید....
میدانیم که هوشیارید....
هوشیاری را جهانی لازم است...! نه تا به کوی خراباتیان و کورپنداران!
آسمان را بنگر....چه میبینی؟!
جزء تیکه پاره های سفیدی که هنگامه غروب... خونین میشوند؟!
جزء سرسپردگی هایی که گاه و بیگاه ، در کرانه های روشنی و ظلمات...بر تمام چرخ ها
اوج میگیرند؟!
یادمان باشد تمام لبخند ها و بغض هایماهیان و ملتیانِ هر حوض واقیانوسی ، به موج موجِِِ امواجش بسته است!
کنون که شما رسالتی دارید و وصالتی....موج ها از حکم شما بر کرانه ها می تازند و میبازند!
یادتان نرود که این دوّار خاکی پر از دشت، کوه، دریا و کرانه های بی کرانست!
دنیا فقط کوه تور نیست و سینا!
پشت حصارهای اورشلیم؛ کوه ها و قله های رسالت..از انعکاس بهمردان ایزد، هورشیدوار میدرخشند!
دشت های وسیع....
کوه های مرتفع....
و زندگی روستایی!
تمام دغدغه هایشان باغهاست و کشتزارها و گوسپندان !
شبانیان را بنگر....!
......................
......................
.....................
....................
(مکث میکنم تا باره ها بنگری و تاملی نمایی!!!)
راه های ناهموار....
برچسبها: سیبـــــ سیا ـستــــ
فلسفه ملا صدرا در مورد خدا
خدا بی نهایت است و لامکان و لازمان!
اما به قدرفهم تو کوچک می شود وبه قدر نیاز تو فرود می آید،و به قدر آرزوی تو گسترده می شود،وبه قدرایمان توکارگشا می شود.
یتیمان را پدر می شود و مادرناامیدان،گمشتگان را راه می شود،در تاریکی ماندگان را نور می شود.
محتاجان به عشق را عشق می شود.
خدا همه چیز می شود و همه کس را...
به شرط اعتقاد.....
به شرط پاکی دل....
به شرط طهارت دل...
به
شرط
پرهیز
از معامله با ابلیس...
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا،و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف،و زبان هایتان را از هر آلودگی...
بپرهیزید
از هر ناجوانمردی،ناراستی و نامردی،چنین کنید تا ببینید خدا چگونه بر سفره شما با
کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند،در دکان شما کفه های ترازو را میزان می
کند،در کوچه های خلوت شبهابا شما آواز می خواند...
مگر درزندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود!!؟؟؟؟؟؟؟؟
برچسبها: ☀آزاد


سلام دوستان خوب و مهربووونم!!!
این دفه با یه پست به عنوان مست و محتسب زنده یاد پروین اعتصامی اوومدم آپ!!!!
البته چند روزی میشه که این شعرو گذاشتم اما از اوونجایی که خوشم نمیاد پستام بدون مقدمه باشن؛ سعی کردم یه وقت بزارم و بیام واسش مقدمه بتایپم!!!
خب بنظرم اکثرا این شعر زیبارو خوندین و شنیدین!!!.....منم باره ها خوندم و محو دنیای عرفا و معنا شدم!!! اما شنیدن این شعر زیبا از زبان رسای همای یه لطف دیگه داره که پیشنهاد میکنم حتما گوش کنید و اگه مقدور بود کنسرت زیباشو هم ببینید!!!
محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت
گفت مستی زان سبب افتان و خیزان میروی
گفت جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست
گفت می باید تو را تا خانه قاضی برم
گفت رو صبح آی قاضی نیمه شب بیدار نیست گفت تا داروغه را گوئیم در مسجد بخواب
گفت مسجد جایگاه مردم بدکار نیست
گفت دیناری بده پنهان و خود را وارهان
گفت کار شرع کار درهم و دینار نیست
گفت آنقدر مستی زهی از سر برافتادت کلاه
گفت در سر عقل بایدت بی کلاهی عار نیست
گفت باید حد زنند هوشیار مردم مست را
گفت هوشیار بیار اینجا کسی هوشیار نیست
برچسبها: ☀آزاد
سلام دوستان گل و مهربوونم!
ممنون و تشکر از نظرات پرمهرتوووون!
خب میخوام اینجووری بگم...نه ...نه...!!!
نمیدووونم؟!!!!!
دوستان همونطور که میدووونید تمام مطالب وبلاگ نشات گرفته از روزگار و دلتنگیای خودمه....دوس دارم هرکی میاد اینجا...هرکی مطالبمو میخوونه خوب تاُمل کنه و فکر!!!
هرکدووم از ماها که میام در سطح فضای مجازی، گذشته ،حال و آینده خودموونو توی این دنیای بینهایت جست و جوو میکنیم...بلاخره هرکدووممون دنبال یه هدف خاصیم!!!
هدف من گذاشتن گوشه ایی کوووچیک از دل نوشته هامه...شاید بعضی وقتا انقد از این روزمرگی های بی سرانجام خسته میشم و میگم اصلا ول کن این بدبختیارو....به خودم میگم: چه مرگته !؟ بشین عین بقیه آدما کشکتو بساو جیک نزن!!!
اما .....
نمیشه!!!
.....
....
امروز با یه دلنوشته ی جدید، شاید نشات گرفته از ناکامی های اخیر!!! اوومدم تا بر این لوح خاطرات، عبرت بنگارم!!!!
اگرچه بازی روزگار،ناکامی هایی ست که بسان قهوه ایی تلخ، دریغ بازی هایی دارد ،برای شیرین کامی های ما!!!
اما یادم نمی رود که حکمت....همیشه حکمت است و تعقل!!!
شاید تلخی قهوه ی ناکامی ها، دوای دردهای بی درمان ما باشد!!! که دیروز و دیروز ها....سد راه نردبان امروزها شدند.....سد راه پرواز پرستو ها!!!!
عزم سفر داشتم....قصد مهاجرت !
قصد طلوع به دشتستانی به نام غروب!!!
قصدِ مقصود کرده بودم!.....قصدِ قیام!...
اما نشد!
خداوندگار وحی کرد!
وحی کرئ و فرمودمی: ای خاکی پر شور من!
سجود کن!....
سجود کن که تا فجر قیامتت، شبانه روزی باقیست!!!
وحی فرمودمی و تاُملی: فصبروا...
صبرٌ جمیلاً !
... ان الله مع الصابرین...!
....
....
آری...؛ به تمام سجودهایم قسم...!
صبر میکنم....
خدا با من ست....!
سجودم ؛ بال پرواز عروج ست و ملکوت!
آری....
«ان الله مع الصابرین»
برچسبها: دلـــــــ نوشتهـــ ــ ـ ـ
سلام دوستان!
سلام آسمانیانی که چترهای عطوفتتان همچون هورشیدی پر تواضع....عشق میبخشد و عشق!!!!
مدتی از نگاشتن و رقص انگشتان تقلد دور بودم!!!
نه که از دل سردی یاس ها بود...نه!!!
نه که از غروب مشرق ها بود ...نه!!!
همش از بارش باران حوادث بود!!!
همش از رفتن رفتن ها!!!
همش از قیام مسجود بود!!!
آمدم تا دوباره ،مؤدبانه بر پیکره ی ادب بتازم!!!....
جای بهتی نیست!!!
جای ایماء و تقلاست.....
جای رقصیدن لاله های شیداست....
.....
.....
جای من.....
جای تو....
جای مستانگی فرداست!!!
برچسبها: دلـــــــ نوشتهـــ ــ ـ ـ
"به نام حی یا قیوم"
سلام دوستان نازنینم! عیدفطر را به همه ی شما دوستان گلم تبریک میگم
امروز با 3 عنوان اومدم خدمتتون!
1-عید سعید فطر را به شما دوستان مهربانم تبریک میگم و امیدوارم نماز و روزهاتون مورد قبول درگاه احدییت،واقع شده باشد.
امیدوارم دستهای خیس نیازهایتان، به سخاوت ایزد تعالی، پر از آمین های بهاری باشد!
یه خبری که خودم از شنیدنش شوکه شدم!!!!!
دوستان اگه خاطرتون باشه( اگه نیست هم به پستهای قبلی سر بزنید!!!!!) تو یکی از پستها با عنوان محتاج دعا اشاره ایی داشتم به آزمونی که پیش رو بود....خب از بد شانسیه من سر جلسه امتحان یه معده درد گرفتم بی سابقه طوری که از درد به خودم میپیچیدم...اصلا نتونستم رو سوالات متمرکز بشمو و تست بزنم....بعد امتحان به همه میگفتم من رد شده ام!!!!
ولی
ولی.....
8 شهریور نتیجه ها اومد و دوستم بهم زنگید.....بهم زنگید و گفت:......
گفت:.......مژدگانی بده!!!!!....هنگ کرده بودم...نه.... نه ....شوکه شده بودم!!!!!
(ای بابا مگه مردود شدن مژدگانی میخواد؟!!!؟؟!!!!!!)
اما نه ورق انتظارات و پیشبینی هام برگشت خورده بود!!! دوسم گفت: مجاز به انتخاب واحد شدم!!!!
وای خدا...این من بودم...منی که همیشه رو پیشونیم مهر بدشانسی ثبت شده بوووود؟!!!؟؟!!!!
شکر...شکرت خدا....همون لحظه بود که روبروی حضرت دوست احساس شرمساری بهم دس داد...
...خلاصه من برا این آزمون مجاز شدم اما...هنوز مرحله ی اصلی و نتیجه نهای مونده!!!
"بازم برام دعا کنید تا از این مرحله نیز رو سفید بیرون بیام"
3-بی خیال ادامه مطلب پست قبلی!!!!
ولی نمیبخشم کسایی که از دوره دبیرستان تا به دانشگاه حقمو به نا حق سر خور کردن!!!!
دعا یادتون نره!!!!
برچسبها: درد دلــــ
.: Weblog Themes By Pichak :.











